محمد قنبرى
82
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
قريه شلمغان از قراء واسط ، بوده و او را ابن ابى العزاقر و پيروانش را نيز به همين مناسبت عزاقريه مىخواندند . اين شخص يكى از علماى شيعهء اثنى عشرى بود و صاحب قلم و تأليف و بيان بود و در بغداد سكونت داشت و قبل از انحراف از تبعيت جناب شيخ ابى القاسم حسين بن روح رضوان اللَّه عليه ، و تأسيس مذهب جديد ، در جامعهء اماميه اثنى عشريه مقامى ارجمند داشت و كتابهايى كه در اين حال يعنى حال استقامت تأليف كرده بود ، در نزد اماميه معتبر بود ، و اعتبار شلمغانى در حال استقامتش تا آنجا بوده كه جناب شيخ ابوالقاسم حسين بن روح سومين سفير خاص غيبت صغرى ( از سال 305 تا شعبان 326 ) در همان روز كه جانشين جناب شيخ ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى دومين سفير خاص غيبت صغرى گرديد ( كه دورهء نيابت ايشان و پدرش عثمان بن سعيد از سال 260 تا سال 305 طول كشيد ) و رسماً به مقام وى نشست ، پس از انجام تشريفات رسمى امر جانشينى با جمعى از بزرگان شيعه به خانهء شلمغانى رفت و در ايام اختفاء به خاطر تهمتهاى سياسى از آن جمله تهمت ارتباط با قرامطه ، شلمغانى را به نيابت و قائم مقامى خويش نصب كرد ، و شلمغانى در اين مقطع از زمان بين او و شيعيان ، سفارت و وساطت داشت ، و اين سفارت براى وى منشأ بدبختى گرديد ، زيرا در همين مدت توقيعات حضرت صاحب الامر عجل اللَّه تعالى فرجه به وسيله جناب حسين بن روح به دست شلمغانى صادر مىشد و مرجع امور مالى و رفع حوايج مردم بود اگر چه طول مدت اختفاء حسين بن روح به درستى معلوم نيست ولى با قراين موجود ، مىتوان استنباط كرد كه مدت پنج سال اين استتار طول كشيد و ظاهراً در اثناء اين مدت ، شلمغانى از موقعيت چنانى خويش ، سوء استفاده كرده و جمعى از بزرگان و صاحبان نفوذ طايفه اماميه را به خود دعوت كرد ، و شايد غرض وى در ابتدا ، قلمداد كردن خويش به عنوان سفارت از ناحيهء صاحب الامر عليه السلام بود ، و على اى حال ، ادعاى وى طغيان نمود و به دعواى نبوت و الوهيت انجاميد . جناب شيخ ابى القاسم حسين بن روح كه پس از دوره اختفاء در سال 312 به بهانهء